تبلیغات
نعمـت مـرادی - معلم و مرد شیاد

ــیب سـرخ حـامی ولایــت

 
نعمـت مـرادی
ترفند عکس سرگرمی
درباره وبلاگ


کانال تلگرام : post_hidden@
آدرس صفحه ی اینستاگرام : nemat.moradi@

مدیر وبلاگ : نعمت مرادی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند . مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد .

برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند .

اما مرد شیاد نپذیرفت بعد از اتمام حجت ٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد . بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و ( مرد شیاد ) مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند .

در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار چه می شود .

شیاد به معلم گفت بنویس (( مار ))

معلم نوشت (( مار ))

نوبت شیاد که رسید (( شکل مار )) را روی خاک کشید .

و به مردم گفت شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است

مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند .





نوع مطلب : حکایت ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 5 بهمن 1386
نعمت مرادی
یکشنبه 26 شهریور 1396 10:14 ب.ظ
Do you have any video of that? I'd like to find out more details.
دوشنبه 8 بهمن 1386 08:01 ق.ظ
مااااااااااااااااااااااااااااااااااا
عجب آدمایی بودن
شنبه 6 بهمن 1386 08:01 ق.ظ
سلام
ممنونم از لطف شما

زندگی راستین هنگامی جریان می یابد كه دگر گونی های كوچك رخ دهد .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
 

مترجم سایت