تبلیغات
نعمـت مـرادی - سرگذشت حضرت یوسف از نگاه دیگر
ترفند عکس سرگرمی

سرگذشت حضرت یوسف از نگاه دیگر

شنبه 19 مرداد 1387 10:08 ق.ظ

نویسنده : نعمت مرادی
ارسال شده در: عمومی ،

شب جمعه سائلی به در خانه حضرت یعقوب نبی ( علیه السلام ) آمد و اهل خانه او را جواب کردند به همین سبب حضرت یعقوب نبی به فراق حضرت یوسف مبتلا گشت .
حضرت یوسف تصویر خود را در آینه ( یا در آب ) دید با خود گفت اگر غلام بودم به بهای گزافی فروخته می شدم وقتی که برده شد او را به قیمت ناچیزی فروختند.

دو نفر از زندانیان به نزد یوسف آمدند و گفتند که خوابهایی دیده اند یوسف به یکی گفت که کشته خواهد شد وبه دیگری گفت که در دربار عزیز مصر صاحب منصب می شود و این را هم اضافه کرد که وقتی به نزد عزیز مصر رفتی از من یاد کن و بگو که من بیگناه زندانی شده ام و برای من وساطت کن این حرف یوسف باعث شد . وقتی آن زندانی آزاد شد گفته یوسف را ازیاد برد و به خاطر همین حرف هفت سال دیگر در زندان ماند .
حضرت یوسف علیه السلام پیراهن خود را به بردارانش داد و گفت او را به چشم پدرم بمالید تا دیدگانش نور خود را بازیابند و تمام خاندان را از کنعان به مصر بیاورید وقتی که خاندان حضرت یعقوب به مصر آمدند  قبل از اینکه یوسف از اسب پیاده شود یعقوب به سوی یوسف شتافت و ندایی آمد که : ای یوسف دست خود را بازکن وقتی دستش را بازکرد نوری از میان دست یوسف به هوا رفت عرض کرد خداوندا این نور چه بود خطاب شد که نور نبوت بود که  ازخاندان تو گرفته شد زیرا تو تکریم پدر نکردی  و از آن به بعد هیچ یک از فرزندان یوسف به نبوت مبعوث نشدند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 24 دی 1390 10:34 ب.ظ